بابا صفرى
28
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
معمرين حسن برخورد امير تومان با رضا شاه ، در زمانى كه او بعنوان رضا خان با دستهء يپرمخان باردبيل آمده بود ، توجيه ميكردند « 1 » . ورود رضا شاه باردبيل در مسافرت اول بعد از سلطنت با نگرانى خاطر توأم بود زيرا وليعهد بيمار بود و دكتر « بالايان » نامى كه از طرف دربار براى معالجه از خارج دعوت شده بود ، بيمارى او را حصبه تشخيص داده بود . در آن تاريخ حصبه مرض سختى بود زيرا دواهائى كه امروزه بنام « آنتىبيوتيك » مورد استفاده است وجود نداشت . روز دوم ورود شاه بود كه تلگرام چراغعلى خان پهلوى نژاد از وزارت دربار بدست اعليحضرت رسيد و بهبود وليعهد مژده داده شد و آثار خوشحالى با دريافت اين خبر در بيانات شاه كه در برابر تجار و اشراف شهر ايراد كرد ، مشهود گرديد . توضيح آنكه رضا شاه هروقت باردبيل مىآمد بزرگان شهر را بحضور مىپذيرفت و از اوضاع منطقه سوآلاتى ميكرد . آن روز نيز تجار و اعيان شهر در راهروهاى حياط بزرگ قسمت بيرونى خانهء امير تومان بصف ايستاده بودند . شاه از برابر آنها ميگذشت و در مقابل بعضى از صفها ايستاده سوآلاتى مىنمود . وقتى بصف روحانيان رسيد از شادروان آقا ميرزا على اكبر سوآل كرد و از خبر فقدان او متأسف شد و چون جلوى صف تجار رسيد با لحن نصيحت مآبانه اشاره به پيشرفتهاى صنعت و تجارت در كشورهاى ديگر كرد و اشتغال بتجارت گندم و جو را كار كهنه و بىثمرى خواند و سرمايهگذارى در كارهاى توليدى را موجب ازدياد درآمد و پيشرفت تجارت و آبادى منطقه و كشور توجيه كرد . برنامهء سفر شاه معمولا چنين بود كه از راه سراب وارد اردبيل ميشد و يك شب و دو روز و گاهى دو شب در اين شهر توقف مىنمود آنگاه از راه مشگين و اهر مراجعت ميكرد . در ضمن توقف از سربازخانه ، نارين قلعه و بقعهء شيخ صفى الدين بازديد مىنمود . رضا شاه مثل « آترياد » همدان بفوج 11 قهرمان اردبيل علاقهء خاصى داشت و فرمانده اوليهء آن ، شادروان سرهنگ « كلبعلى خان » را دوست ميداشت .
--> ( 1 ) - صفحهء 459 جلد اول اين كتاب .